امروز یکشنبه 28 مرداد 1397
جستجو
تا

     


تعداد موارد: 541 - در حال نمایش صفحه: 1 از 55

مقالات چاپ شده
کد مقالهعنوانموضوعنوعزباننویسندگانفایلشماره نشریه
MGJ-17-B-00456

عملکرد پردازش متناوب در گیاهان

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaبهمن پناهی، سید ابوالقاسم محمدیدیدن
چکیده: پردازش متناوب فرایندی مولکولی است که با تاثیر روی ژن‌های کد شونده و غیرکد شونده سبب ایجاد انعطاف‌پذیری تراسکریپتومی و پروتئومی در گیاهان و جانواران می‌شود. اثرات عملکرد پیرایش متناوب از طریق ایجاد ایزوفرم‌های پروتئینی، تغییر در ویژگی‌های عامل‌های نسخه‌برداری، تغییر در جایگذاری پروتئین‌ها و نیز تغییر در ویژگی‌های آنزیمی اعمال می‌شود. یکی از مهم‌ترین اثرهای عملکردی پردازش متناوب در گیاهان، افزایش قابلیت تحمل و سازگاری به انواع تنش‌های زیستی و غیرزیستی می‌باشد. در این مقاله مروری هر یک از اثرهای عملکردی فرایند پردازش متناوب در گیاهان به‌صورت خلاصه مورد بررسی و بحث قرار می‌گیرد.
MGJ-17-B-00474

تاثیر آبسیزیک اسید بر محتوای کروسین و سافرانال و بیان ژن‌های کنترل‌کننده در کشت سوسپانسیونی زعفران (Crocus sativus L.)

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaتوفیق طاهرخانی، رسول اصغری زکریا، منصور امیدی، ناصر زارعدیدن
چکیده: زعفران (Crocus sativus L.) با طعم، عطر و رنگ خاص علاوه بر مصارف غذایی دارای خواص دارویی فراوانی است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر آبسیزیک اسید بر محتوای کروسین و سافرانال و بیان ژن‌های کنترل‌کننده‌ی آنها در کشت سوسپانسیونی زعفران بود. برای این منظور ریزنمونه‌های استریل تهیه شده از کورم‌های زعفران در محیط MS2/1 حاوی 1/0 میلی‌گرم در لیتر هورمون 2,4-Dو 5/0 میلی‌گرم در لیتر هورمون BAP کشت شدند. بعد از 14 روز کالوس‌ها روی ریزنمونه‌ها تشکیل شدند. کالوس‌ها پس از واکشت به تعداد حداقل چهار بار به محیط کشت مایع منتقل و در شرایط رشدی بهینه در کشت سوسپانسیونی با 5/0 و 5/1 میلی‌گرم در لیتر آبسیزیک اسید تیمار شدند. پس از 24 و 72 ساعت پس از اعمال تیمار نسبت به جمع‌آوری نمونه در سه تکرار اقدام شد. اندازه‌گیری متابولیت‌های ثانویه سافرانال و کروسین با استفاده از HPLC و بررسی بیان ژن‌های CsLYC، CsGT-2 و CsBCH از طریق Real time PCR انجام شد. نتایج نشان داد که پس از تیمار با 5/0 و 5/1 میلی‌گرم در لیتر آبسیزیک اسید و پس از 24 و 72 ساعت دو ژن CsLYC و CsGT-2 به طور چشمگیری افزایش بیان نشان دادند ولی تغییر معنی‌داری در بیان ژن CsBCH مشاهده نشد. همچنین مقادیر سافرانال و کروسین تحت تأثیر تیمار با آبسیزیک اسید در هر دو زمان نمونه‌برداری افزایش نشان داد به طوری که مقدار سافرانال و کروسین 72 ساعت پس از تیمار با 5/1 میلی‌گرم در لیتر آبسیزیک اسید دارای بالاترین مقدار بود.
MGJ-17-C-00287

بررسی الگوی ترجیح کدونی در دو زیر گونه گاو با استفاده از داده های بیان ژن‌

ژنتیک جانوریپژوهشی کاملFaبتول اصغری اسفدن، غلامرضا داشاب، محمدحسین بنابازیدیدن
چکیده: امروز انتخاب گاوها با استفاده از اطلاعات ژنتیکی در سطح ترجمه ژنوم، ترانسکربپتوم و پروتئوم انجام می‌گیرد. در این راستا ارتباط زیادی بین الگوهای ترجیح کدونی در سطح ژنوم و میزان بیان ژن‌های موجود در سطح ژنوم است که این الگوها مرتبط بابیان و ترجمه ژن‌ها می‌باشند، این شاخص نتیجه تعادل بین عواملی ازجمله جهش، انتخاب طبیعی، محتوای GC و سطح بیان ژن به وجود می‌آید؛ که این اطلاعات در جهت بررسی روند تکاملی و تغییرات در ژنوم و پیش‌بینی سطوح بیان ژن در گونه‌ها مفید هستند. به‌هرحال اطلاعات محدودی در موردبررسی الگوی ترجیح کدونی در گاوسانان وجود دارد. در پژوهش حاضر، الگوی ترجیح کدونی بین دو جمعیت گاو هلشتاین و کلیستانی با استفاده از داده‌های ژن‌های بابیان متفاوت و ارتباط آن بابیان ژن ارزیابی می‌گردد. به این منظور، در این مطالعه از داده‌هایRNA-Seq مربوط به تجمیع 40 نمونه از گاو هلشتاین (Bos taurus) و 45 گاو ماده کلیستانی (Bos indicus) استفاده شد. درنهایت الگوی ترجیح کدونی بر اساس شاخص‌هایی ازجمله ENC، GC3S، CAI و GC برای ژن‌های بابیان متفاوت در بین این دو نژاد با استفاده از نرم‌افزار CODON W محاسبه گردید. هم‌چنین برای محاسبه همبستگی بین شاخص‌های مدنظر و رسم گراف‌های مربوطه از نرم‌افزار آماری 3.4.2 R استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل ترجیح کدونی برای نواحی ORF ژن‌های بابیان متفاوت در دو نژاد هلشتاین و کلیستانی نشان داد که همبستگی بالایی بین مقادیر شاخص GC کل و GC3S وجود دارد که نشان‌دهنده تأثیر مقدار GC و جهش به‌عنوان عامل مهم در ایجاد کدون‌های مختلف ‌می‌باشد. همچنین، همبستگی بین شاخص ENC و GC3S نشان داد که جهش مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری کدون‌ها بوده است. همبستگی بین شاخص CAI که عمدتاً برای پیش‌بینی سطوح بیان ژن به کار می-رود با شاخص ENC نشان‌دهنده ارتباط بین الگوی ترجیح کدونی و بیان ژن هستند. این اولین گزارش برای بررسی زیست‌شناسی کدون در بین دو نژاد هلشتاین و کلیستانی است که چنین اطلاعاتی نه‌تنها چشم‌انداز جدیدی برای درک مکانیسم‌های الگوی ترجیح کدونی به ارمغان می‌آورد، بلکه سرنخ‌های مفیدی را برای مهندسی ژنتیک مولکولی و مطالعات تکاملی ارائه می‌دهند.
MGJ-17-B-00430

ارزیابی واکنش پروتئوم ژنوتیپ‎های حساس و متحمل نخود(Cicer arietinum L.) به تنش خشکی در مرحله زایشی

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaخدابخش گودرزوند چگینی، رضا فتوت، محمد رضا بی همتا، منصور امیدی، علی اکبر شاه نجات بوشهریدیدن
چکیده: به‎منظور مطالعه واکنش پروتئوم ژنوتیپ‎های نخود زراعی نسبت به تنش خشکی، دو ژنوتیپ متحمل و حساس در شرایط گلخانه تحت تیمار تنش و عدم‎تنش قرار گرفتند. پس از استخراج پروتئین و رسم منحنی استاندارد، الکتروفورز بُعد اول منجر به تفکیک پروتئین‎ها از لحاظ بار الکتریکی و الکتروفورز بُعد دوم پروتئین‎ها را از لحاظ وزن ملکولی تفکیک نمود. نتایج حاصل از تصویر‎برداری و آنالیز ژل‎های مربوط به دو ژنوتیپ متحمل کرج 3628 و حساس فسا 6880 در دو شرایط تنش و عدم‎تنش نشان داد که از میان 401 لکه تکرارپذیر، تعداد 31 لکه دارای اختلاف معنی‌داری بودند. ژنوتیپ متحمل کرج-3628 در محیط عدم‎تنش و تنش به‎ترتیب 11 و 11 لکه افزایش بیان و 13 و 10 لکه کاهش بیان داشته و ژنوتیپ حساس فسا-6880 نیز در محیط عدم‎تنش و تنش به ترتیب در 16 و 7 لکه افزایش بیان و 7 و 18 لکه کاهش بیان نشان داد. پروتئین‎های GAPDH type A در ژنوتیپ متحمل افزایش بیان و در ژنوتیپ حساس کاهش بیان، Thioredoxin h1 در سطوح مختلف تنش افزایش بیان، EST mhl-0016-B10 در تیمار تنش کاهش بیان، زیر واحد کوچک آنزیم روبیسکو در تنش افزایش بیان، 20S proteeasome subunit alpha-1 در تیمار تنش افزایش بیان و در ژنوتیپ حساس کاهش بیان، putative cytochrome c oxidase subunti 6b-1 در تیمار تنش هم در ژنوتیپ متحمل و هم در ژنوتیپ حساس کاهش بیان نشان داد. مقایسه مقادیر مربوط به درصد حجمی سوپراکسید دیسموتاز در ژل‌های دو ژنوتیپ نشان‌دهنده افزایش بیان این پروتئین در اثر تنش بود.
MGJ-18-B-00497

تاثیر سازگاری کوتاه‌مدت در تحمل به تنش سرما در نخودهای کابلی و دسی ایران

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaسعید امینی، رضا معالی امیریدیدن
چکیده: در این تحقیق پاسخ‌های القا شده ژنوتیپ‌های نخود کابلی و دسی پس از دوره کوتاه مدت سازگاری (˚C10) به تنش سرما از طریق شاخص‌های فیزیولوژیکی بیوشیمیایی و مولکولی ارزیابی شد. سازگاری به سرما، آمادگی بیشتری را در مقابله با تنش سرما در ژنوتیپ کابلی در مقایسه با ژنوتیپ‌ دسی ایجاد کرد به طوری که کمترین میزان خسارت و بیشترین میزان فعالیت سیستم دفاعی سلول در این شرایط بدست آمد. تغییر همزمان الگوی فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان که با تغییر شاخص‌های خسارت نشت الکترولیتی غشا (ELI) و میزان پراکسید هیدروژن (H2O2) مرتبط بود، گویای آن است که فعالیت این آنزیم‌ها احتمالا در همراهی با سایر مکانیسم‌های دفاع سلولی، تحمل به تنش سرما را در نخود افزایش داد. نتایج حاکی از وجود تفاوت در الگوی بیان دو ژن کاتالاز (CAT) و آسکوربات پراکسیداز (APX) در ژنوتیپ‌ها تحت تیمارهای دمایی بود. افزایش معنی‌دار بیان هر دو ژن در ژنوتیپ کابلی در مقایسه با ژنوتیپ دسی الگوی کلی پاسخ‌های برنامه‌ریزی شده سلول را به موازات افزایش در فعالیت آنزیم‌ها نشان داد که با شاخص خسارت کمتر غشاء در ژنوتیپ کابلی همراه بود. بنابراین دوره‌های سازگاری کوتاه مدت سبب افزایش ظرفیت ژنتیکی تحمل به سرما در ژنوتیپ‌های نخود شده به طوری که درجه تحمل در ژنوتیپ کابلی بیشتر از ژنوتیپ‌ دسی بود. چنین شاخص‌هایی ممکن است در ارزیابی ژنوتیپ‌های نخود به تنش سرما به همراه تیمارهای تنش کوتاه مدت که موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه پژوهش شده، موثر باشند.
MGJ-17-C-00278

عدم اختلاط واریانس‌های ژنتیکی غالبیت و افزایشی در صفات تولید مثل ترکیبی گوسفند زندی

ژنتیک جانوریپژوهشی کاملFaحیدر قیاسی، مرتضی ستائی مختاریدیدن
چکیده: هدف این پژوهش بررسی وجود اختلاط بین واریانس‌های ژنتیکی غالبیت و افزایشی برای دو صفت تولید مثلی ترکیبی در میش‌های زندی بود. داده‌های این مطالعه شامل مجموع وزن بره‌های متولد شده و نیز مجموع وزن بره‌های شیرگیری شده به ازای هر راس میش تحت آمیزش در زایش نخست با استفاده از رکوردهای جمع‌آوری شده طی سال‌های 1370 تا 1388 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند زندی می‌باشد. از دو مدل دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و ژنتیکی غالبیت برای برآورد اجزای واریانس این صفات استفاده شد. برای هر دو صفت تفاوت در مقدار واریانس ژنتیکی افزایشی برآورد شده تحت هر دو مدل ناچیز بود که بیانگر عدم اختلاط بین واریانس‌های ژنتیکی افزایشی و غالبیت در ارزیابی ژنتیکی این صفات می‌باشد. مقدار برآورد شده واریانس ژنتیکی غالبیت برای هر دو صفت بیشتر از مقدار واریانس ژنتیکی افزایشی بود. همبستگی رتبه‌ای بین ارزش‌های اصلاحی برآورد شده تحت مدل دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و مدل دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و ژنتیکی غالبیت و نیز همبستگی رتبه‌ای بین ارزش ژنتیکی کل و ارزش اصلاحی در مدل دارنده اثرات ژنتیکی غالبیت برای هر دو صفت به‌ترتیب پایین و متوسط به دست آمدند. نتایج این پژوهش نشان داد علی‌رغم این که بین واریانس‌های ژنتیکی افزایشی و غالبیت این دو صفت در میش‌های زندی اختلاطی وجود ندارد رتبه‌بندی حیوانات در دو مدل متفاوت می‌باشد. نتایج آزمون نکویی برازش نشان داد برای هر دو صفت مورد مطالعه، مدل دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و ژنتیکی غالبیت سبب افزایش صحت ارزش‌های اصلاحی برآورد شده می‌شود که این امر می تواند سبب افزایش میزان پاسخ به انتخاب ژنتیکی در اثر انتخاب در طولانی مدت گردد. هم‌چنین با استفاده از مدل دارنده اثرات ژنتیکی افزایشی و ژنتیکی غالبیت می‌توان ارزش ژنتیکی کل را برآورد نمود که در انتخاب جفت در طراحی سیستم‌های جفتگیری می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
MGJ-17-B-00444

بررسی تنوع آللی و هاپلوتایپی نشانگرهای ریزماهواره در کلزا

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaحسن زالی، امید سفالیان، مهرشاد زین العابدینی، طاهره حسنلو، علی اصغری، بهرام علیزادهدیدن
چکیده: به‌منظور بررسی تنوع آللی و هاپلوتایپی و شناسایی نشانگرهای آگاهی‌بخش خصوصیات مرفولوژیک 41 لاین و ژنوتیپ کلزا تحت شرایط تنش خشکی، از 36 نشانگر ریزماهواره‌ای که با QTL‌های کنترل‌کننده صفات مرفولوژیک بر روی کروموزم‌های A1، C3، C5 و C6 در شرایط تنش خشکی پیوسته بودند، استفاده شد. سی و شش نشانگر مورد مطالعه، 166 نوار قابل تشخیص ایجاد کردند و 157 آلل (58/94%) آن چند شکل بودند که نشان‌دهنده تنوع ژنتیکی قابل ملاحظه‌ی میان لاین‌ها و ژنوتیپ‌ها بود. نتایج نشان داد که متوسط شاخص نشانگری، تنوع ژنی نِی، شاخص اطلاعات شانون و تعداد آلل‌های مؤثر به‌ترتیب 508/1، 449/0 و 298/0 بود. تنوع هاپلوتایپی دو صفت وزن خشک اندام هوایی و وزن خشک کل توسط نشانگرهای SSR مرتبط با QTL‌های متحمّل به خشکی بر روی کروموزوم‌های A1، C3، C5 و C6 بررسی شد. نتایج نشان داد که 41 لاین و ژنوتیپ کلزا به‌ترتیب به 9 و 5 هاپلوتایپ مختلف بر مبنای QTL وزن خشک کل، روی کروموزوم‌های A1 و C3 تقسیم شدند. هم‌چنین، ژنوتیپ SLM046 به‌عنوان رقم مرجع استفاده شد. هاپلوتایپ‌هایی که با نشانگرهای Ol12-F12، BRMS-096 و BRAS041 روی کروموزوم A1 و نشانگرهایNa10-E02 ، FITO133 و Na12-A08 بر روی کروموزوم C1 مشخص شدند، می‌توانند در شناسایی ژنوتیپ‌های متحمّل به‌کار روند و بنابراین برای انتخاب به کمک نشانگر (MAS) QTLهای متحمّل به خشکی استفاده شوند.
MGJ-18-B-00495

کاربرد نشانگرهای CBDP در ارزیابی تنوع ژنتیکی موجود در برخی از توده‌های گندم زراعی و گونه‌های اجدادی آن

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaعلیرضا اطمینان، علی اشرف مهرابی، لیا شوشتری، هدی مرادخانیدیدن
چکیده: آگاهی از میزان تنوع ژنتیکی موجود در گونه‌های خویشاوندی گندم اطلاعات مفیدی برای برنامه‌های اصلاحی و مدیریت منابع ژرم‌پلاسمی فراهم خواهد نمود. در این مطالعه، تنوع ژنتیکی موجود در برخی از گونه‌های زراعی و وحشی گندم 80 توده متعلق به گونه‌های T. aestivum، T. durum، T. urartu، Ae. tauschii و Ae. speltoides با استفاده از 15 آغازگر CBDP مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع 15 آغازگر، 141 قطعه تکثیر یافت که تمامی آن‌ها چندشکل بودند. میانگین شاخص‌های اطلاعات چندشکل (48/0 = PIC) و قدرت تمایز (67/10 = Rp) بیانگر قابلیت این سیستم نشانگری در ارزیابی تنوع ژنتیکی بود. علاوه بر این، میانگین درصد مکان‌های چند شکل (PPL)، تعداد آلل‌های مشاهده شده (Na) و مؤثر (Ne)، اطلاعات شانون (I) و تنوع ژنتیکی (H) به ترتیب برابر با 48/72 %، 44/1، 64/1، 38/0 و 26/0 بود که این یافته‌ها در تطبیق با نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) می‌باشد، به طوری‌که 63 و 37 درصد از تغییرات کل به ترتیب مربوط به تنوع بین و درون گونه‌ای بود. روابط ژنتیکی بین توده‌های مورد بررسی با استفاده از تجزیه خوشه-ای بررسی شد و نتایج به دست آمده نشان داد که کلیه توده‌ها درون سه گروه اصلی قرار گرفتند. نتایج تجزیه به مختصات اصلی (PCoA) نیز تأیید کننده نتایج حاصل از تجزیه خوشه‌ای بود و نشان داد که توده‌های مختلف بر اساس ساختار ژنومی خود در گروه‌بندی شدند. به طور کلی، نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد نشانگرهای CBDP به‌طور مفیدی قادر به منعکس نمودن روابط بین گونه‌ای و میزان تنوع ژنتیکی در گونه‌های ژرم‌پلاسمی گندم هستند. از اینرو، استفاده از این تکنیک در سایر برنامه‌های اصلاحی مانند مکان‌یابی و تهیه نقشه‌های ژنتیکی قابل توصیه می‌باشد.
MGJ-17-B-00481

ارزیابی بیان ژن‌های کاتالاز و سوپر اکسید دسموتاز در پاسخ به آلودگی قارچ فوزاریوم در لاین‌های مقاوم، نیمه مقاوم و حساس ذرت

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaسید افشین مساوات، حجت اله مظاهری لقب، حسن سلطانلودیدن
چکیده: گیاهان با توسعه یک سازوکار دفاعی ضد میکروبی، می‌توانند خود را در مقابل آسیب‌های تنش اکسیداتیو محافظت ‌کنند. آنزیم‌های خاص آنتی‌اکسیدان‌های مختلف مانند پراکسیداز (POX)، کاتالاز (CAT)، سوپراکسید دسموتاز (SOD) و پلی فنول اکسیداز (PPO) در متابولیسم گونه‌های فعال اکسیژنی، در طی حمله بیمارگر شرکت‌ می‌کنند. به منظور شناسایی نقش این آنزیم‌ها در مقاومت ذرت به قارچ F. verticillioides، آزمایشی در 3 تکرار و در قالب طرح بلوک‌های کاملا تصادفی انجام گرفت. آلوده سازی ابریشم و دانه ذرت با سوسپانسیون فوزاریوم صورت گرفت و از آن‌ها در زمان‌های 12، 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از آلودگی، نمونه برداری شد و بلال‌های آلوده نشده به عنوان شاهد منظور گردیدند. بعد از ارزیابی بیان ژن CAT و SOD با استفاده از روش Real time PCR، مشخص شد این دو ژن هماهنگ با هم عمل‌ می‌کنند. بیان این دو ژن بعد از آلودگی در هر دو ژنوتیپ مقاوم و حساس تغییر پیدا‌ می‌کند اما میزان بیان آن قبل از آلودگی در لاین مقاوم بیشتر مشاهده شد. بیان ژن‌های CAT و SOD در لاین مقاوم پایدارتر از لاین حساس بود. همچنین مشاهده شد که آلودگی از طریق ابریشم خسارت بیشتری نسبت به آلودگی از طریق دانه به بلال ذرت وارد می‌کند. نقاط زمانی که تغییرات چشمگیر در بیان ژ‌ن‌های CAT و SOD رخ داد در ساعات اولیه تماس با پاتوژن و اواخر آلودگی بود.
MGJ-17-B-00468

ارزیابی پاسخ فیزیولوژیکی و پروتئینی ارقام متحمل و حساس گندم بهاره به غلظت‌های مختلف تنش خشکی

ژنتیک گیاهیپژوهشی کاملFaمعروف خلیلی، محمد رضا نقویدیدن
چکیده: شناسایی ارقام متحمل به تنش خشکی گندم در ایران که یکی از کشورهای خشک و نیمه‌خشک جهان محسوب می‌شود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بدین منظور و برای بررسی پاسخ به تنش خشکی اعمال شده با غلظت‌های مختلف PEG6000 آزمایشی با استفاده از دو رقم گندم بهاره در مرحلة گیاهچه‌ای به روش کشت هیدروپونیک انجام شد. مواد گیاهی مورد استفاده در این پژوهش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. فاکتور تنش در این آزمایش، شامل شاهد (بدون استفاده از PEG6000) و تنش خشکی اعمال شده شامل PEG6000 10% (-0.26MP)، PEG6000 15% (-0.39MP) و PEG6000 20% (-0.52MP) حجمی بودند. فاکتور دوم نیز دو رقم متحمل (نیک‌نژاد) و حساس (پیشتاز) گندم بهاره بودند. دو هفته پس از اعمال تنش و در پایان مرحله روزت نمونه‌برداری انجام شد. نتایج نشان داد که در شرایط تنش ارزش صفات فیزیولوژیک کاهش یافت و بین دو رقم مورد مطالعه از لحاظ پاسخ به تنش خشکی تنوع وجود داشت. برای بررسی الگوی پروتئینی با استفاده از تجزیه پروتئوم، استخراج پروتئین از بافت برگی انجام و الکتروفورز بعد اول به روش نوارهای IPG و الکتروفورز بعد دوم با تکنیک SDS-PAGE در گیاهان شاهد و تحت تیمارهای خشکی و در هر دو رقم انجام شد. سپس رنگ‌آمیزی با آبی کوماسی، تصویربرداری از ژل‌ها و تجزیه لکه‌های پروتئینی با نرم‌افزار PDQuest انجام شد. در نهایت تعداد 23 لکه پروتئینی معنی-دار بین گیاهان شاهد و تحت تنش‌ خشکی برای هر دو رقم، تشخیص داده شدند که از این تعداد 14 لکه پروتئینی بین دو رقم مشترک بودند و تعداد پنج لکه پروتئینی منحصر به رقم متحمل و چهار لکه پروتئینی منحصر به رقم حساس بودند. در مجموع به نظر می‌رسد، بیشترین گروه‌های پروتئینی مشترک بین دو رقم، پروتئین‌های دخیل در واکنش نوری فتوسنتز و پروتئین‌های سم‌زدا بودند. همچنین نوع پروتئین‌های پاسخ‌دهنده منحصر به فرد در دو رقم متحمل و حساس تحت تنش متفاوت بودند. در مجموع مهمترین دلیل حساسیت و تحمل ارقام گندم بهاره مقدار متفاوت این دسته از پروتئین‌ها و در نهایت تأثیر آنها بر روی سایر صفات مورد مطالعه باشد.

در حال نمایش صفحه: 1 از 55
1
...