7 نتیجه برای تجزیه واریانس
نسترن اسماعیلی، حسین زینلی، آزاده صدرارحامی، منصوره صرامی،
دوره 11، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
برای بررسی تنوع سیتوژنتیکی تعداد 12 جمعیت گشنیز ایران، از تکنیک اسکواش و رنگآمیزی هماتوکسیلین استفاده شد. همچنین جهت تجزیه صفات کاریوتیپی بدست آمده، از تجزیه واریانس در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار، مقایسه میانگین صفات با استفاده از آزمون دانکن (در سطح احتمال یک درصد) ، تجزیه به عاملها به روش تجزیه به مؤلفههای اصلی و تجزیه کلاستر به روش Ward با استاندارد Z-scores استفاده شد. نتایج حاصل از مطالعه کاریولوژیکی نمونههای نوک ریشه نشان داد که عدد پایه کروموزومی در تمام جمعیتهای مورد بررسی x=11 و تعداد کروموزوم 22 = 2x = 2n بود. از لحاظ سطح پلوئیدی، همه جمعیتها دیپلوئید بودند. بین جمعیتها از لحاظ صفات طول کل کروموزومی (TL)، طول بازوی بلند (LA)، طول بازوی کوتاه (SA)، اختلاف دامنه طول نسبی (DRL)، طول نسبی کوتاهترین کروموزوم (%S) و شاخص عدم تقارن بین کروموزومی (A2) اختلاف معنی داری در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. از لحاظ صفات درصد شکل کلی کاریوتیپ (%TF) و درصد طول نسبی بازوی بلند (%L) اختلاف معنیداری در سطح احتمال پنج درصد وجود داشت که این امر مؤید وجود تنوع کروموزومی در جمعیتهای مورد بررسی میباشد. تجزیه خوشهای جمعیتها بر اساس خصوصیات کاریوتیپی، آنها را در سه گروه مجزا قرار داد. در این بررسی بیشترین شباهت بین دو جمعیت نیشابور و همدان و کمترین شباهت بین دو جمعیت اردبیل و اراک بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس خوشهها نشان داد که از نظر همه صفات به غیر از صفت SA اختلاف بین گروهها معنیدار است. جمعیتهای نیشابور، اراک، مرکزی، مبارکه، نجف آباد و همدان در گروه اول از نظر صفات CI، r-value، %TF و %S بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داده بودند که بیانگر تقارن کاریوتیپی در این گروه میباشد. جمعیتهای اصفهان، قزوین و نهاوند2 در گروه دوم از لحاظ مقادیر صفات ما بین گروه اول و سوم قرار گرفتند. جمعیتهای ملایر، نهاوند1 و اردبیل در گروه سوم از نظر صفات حاصل از طول کروموزومی (TL, LA, SA, AR, DRL,%L) و شاخصهای عدم تقارن (A1, A2, AI) بیشترین مقادیر را به خود اختصاص دادند که نشان دهنده عدم تقارن کاریوتیپی در این گروه میباشد.
مهسا ابراهیمیان، محسن ابراهیمی، سیدمحمدمهدی مرتضویان، حسین رامشینی،
دوره 12، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده
زیره سبز گیاهی علفی، یکساله، از خانواده چتریان و مهمترین گیاه داوریی صادراتی مناطق خشک و نیمهخشک ایران است. بذور زیره سبز دارای مواد متعددی است که حاوی آنتیاکسیدان و خواص ضد نفخی هستند. تاکنون هیچ رقم اصلاح شدهای از زیره سبز در کشور معرفی نشدهاست. بهمنظور اجرای برنامه اصلاحی آگاهی از میزان تنوع ژنتیکی ضروری است. در این مطالعه، 10 آغازگر SCoT برای بررسی تنوع ژنتیکی 49 اکوتیپ جمعآوری شده از مناطق مختلف ایران شامل نه استان مورد استفاده قرار گرفت. در مجموع، از 48 باند تکثیر شده 41 باند چندشکل بوده و 03/62 درصد چندشکلی نشان دادند. یک آغازگر (SCoT26) فاقد باندهای چندشکل بود. میانگین باندهای چندشکل به ازای هر آغازگر 1/5 برآورد شد. اندازه باندها بین 250 تا 3000 جفتباز بدست آمد. جهت تجزیه خوشهای از روش Centriod Linkage استفاده شد. دندروگرام حاصل از تجزیه خوشهای، اکوتیپهای مختلف را در پنج گروه عمده قرار داد. هر گروه به زیرگروهایی قابل تقسیم بود. بیشترین فاصله، بین اکوتیپهای اصفهان-فریدون و خراسان شمالی- شیروان، و کمترین فاصله بین اکوتیپهای خراسان شمالی-اسفراین و خراسان شمالی-مانه مشاهده شد. مقادیر شاخص شانون و ضریب فاصله ژنتیکی نی نشان داد که بیشترین تنوع درون جمعیتی در اکوتیپهای کرمان و کمترین تنوع درون جمعیتی در اکوتیپهای سمنان وجود دارد. مقادیر شاخصهای FST و Nm، بیانگر بالابودن تبادل ژنی بین نه جمعیت زیره سبز در ایران میباشد. تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) درون و بین جمعیتها انجام گرفت. با توجه به مقادیر هتروزیگوسیتی درون جمعیتها، بین جمعیتها و تنوع ژنتیکی کل، تنوع بین جمعیتها بیشتر از تنوع درون جمعیتها میباشد. این پژوهش نشان داد که تنوع قابل توجهی بین اکوتیپهای مختلف مورد بررسی جهت اصلاح جمعیت مانند گزینش تودهای ژنوتیپی و تولید ارقام مصنوعی وجود دارد.
علیرضا اطمینان، علی اشرف مهرابی، لیا شوشتری، هدی مرادخانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 7-1397 )
چکیده
آگاهی از میزان تنوع ژنتیکی موجود در گونههای خویشاوندی گندم اطلاعات مفیدی برای برنامههای اصلاحی و مدیریت منابع ژرمپلاسمی فراهم خواهد نمود. در این مطالعه، بهمنظور ارزیابی تنوع ژنتیکی موجود در برخی از گونههای زراعی و وحشی گندم 80 توده متعلق به گونههای T. aestivum، T. durum، T. urartu، Ae. tauschii و Ae. speltoides با استفاده از 15 آغازگر CBDP مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع 15 آغازگر، 141 قطعه تکثیر یافت که تمامی آنها چندشکل بودند. میانگین شاخصهای اطلاعات چندشکل (48/0 = PIC) و قدرت تمایز (67/10 = Rp) بیانگر قابلیت این سیستم نشانگری در ارزیابی تنوع ژنتیکی بود. علاوه بر این، میانگین درصد مکانهای چند شکل (PPL)، تعداد آللهای مشاهده شده (Na) و مؤثر (Ne)، اطلاعات شانون (I) و تنوع ژنتیکی (H) بهترتیب برابر با 48/72 درصد، 44/1، 64/1، 38/0 و 26/0 بود که این یافتهها در تطبیق با نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) میباشد، بهطوریکه 37 و 63 درصد از تغییرات کل بهترتیب مربوط به تنوع بین و درون گونهای بود. روابط ژنتیکی بین تودههای مورد بررسی با استفاده از تجزیه خوشهای بررسی شد و نتایج بهدست آمده نشان داد که کلیه تودهها درون سه گروه اصلی قرار گرفتند. نتایج تجزیه به مختصات اصلی (PCoA) نیز تأیید کننده نتایج حاصل از تجزیه خوشهای بود و نشان داد که تودههای مختلف بر اساس ساختار ژنومی خود در گروههای مختلف گروهبندی شدند. بهطور کلی، نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد نشانگرهای CBDP بهطور مفیدی قادر به منعکس نمودن روابط بین گونهای و میزان تنوع ژنتیکی در گونههای ژرمپلاسمی گندم هستند. از اینرو، استفاده از این تکنیک در سایر برنامههای اصلاحی مانند مکانیابی و تهیه نقشههای ژنتیکی قابل توصیه میباشد.
جعفر احمدی، صدیقه فابریکی اورنگ، علیرضا پورابوقداره،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
اهداف اصلی این مطالعه ارزیابی تنوع ژنتیکی موجود در 53 توده آژیلوپس متعلق به سه گونه Aegilops tauschii، Ae. cylindrica و Ae. crassa و همچنین مقایسه کارایی دو نشانگر مولکولی SCoT (Start codon targeted) و (Target Region Amplification Polymorphism) TRAP بود. در مجموع 15 آغازگر SCoT و شش جفت آغازگر TRAP بهترتیب 165 و 201 قطعه چند شکل تکثیر کردند. متوسط شاخصهای تعداد قطعات چندشکل تکثیری، شاخص نشانگری و قدرت تمایز آغازگر برای آغازگرهای TRAP بیشتر از SCoT بود. با این حال متوسط شاخص محتوای اطلاعات چندشکل در آغازگرهای SCoT بیشتر از TRAP بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) انجام شده بر اساس هر یک از سیستمهای نشانگری متفاوت از هم بود بهطوریکه بر اساس دادههای SCoT بیشترین سهم تنوع ژنتیکی مربوط به تنوع درون گونهای بود و بر عکس دادههای TRAP بیشترین میزان تنوع ژنتیکی را در بین گونهها نشان دادند. آغازگرهای SCoT نسبت به TRAP مقادیر بالاتری برای کلیه پارامترهای ژنتیکی نشان دادند و بر اساس آغازگرهای SCoT و TRAP بیشترین مقادیر پارامترهای ژنتیکی بهترتیب در گونه Ae. cylindrica وAe. tauschii مشاهده شد. تجزیه خوشهای بر اساس هر یک از سیستمهای نشانگری و همچنین ترکیب دادهای حاصل از هر دو نشانگر کلیه تودههای مورد بررسی را درسه گروه اصلی تفکیک نمود. الگوی گروهبندی به وجود آمده بر اساس آغازگرهای SCoT نسبت به TRAP واضحتر بود. از اینرو استفاده از نشانگرهای SCoT در بررسی ساختار جمعیت و گروهبندی تودههای مختلف و استفاده از نشانگرهای TRAP در اشباع نقشههای ژنتیکی توصیه میشود.
الهام رضایی میرقاید، حسین زینلی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
چاودار یکی از گیاهان زراعی مهم ایران با نام علمی Secaleمتعلق به خانواده گندمیان (Poaceae) می¬باشد. در این پژوهش تنوع ژنتیکی 39 جمعیت چاودار از مناطق مختلف ایران، آمریکا و روسیه با نشانگر AFLP مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که 13 جفت آغازگر AFLP 188 باند تولید کردند که شامل 177 باند چندشکل بود. میانگین میزان اطلاعات چندشکلی (PIC) و شاخص نشانگر (MI) در جفت آغازگرهای AFLP به ترتیب معادل 22/0 و 3 عدد بود. بیشترین مقدار PIC مربوط به جفت آغازگر ECC 3N 4S 1 و بیشترین MI مربوط به جفت آغازگر ECC 3N 4S 5 بود. پس از مشاهده محصول¬های واکنش زنجیره¬ای پلیمراز بر روی ژل پلی اکریل آمید و امتیازدهی باندهای DNA، تجزیه و تحلیل با نرم¬افزار NTSYS انجام شد. دندروگرام تجزیه خوشه¬ای با روش UPGMA و ضریب تشابه دایس جمعیت¬های چاودار را به پنج گروه تقسیم کرد که گروه¬بندی آن با گروه¬بندی تجزیه مولفه¬های اصلی مطابقت داشت. نتایج تجزیه واریانس مولکولی بیانگر تنوع درون گونه¬ای بیشتر از تنوع بین گونه¬ای بود. و میانگین شاخص شانون (I) در گونه¬های چاودار 48/0 بود که بیانگر تنوع نسبتاً خوب درون گونه¬ها می¬باشد. نتایج نشان داد که نشانگر AFLP ابزار مفیدی در تعیین تنوع ژنتیکی درون و بین گونه¬ای چاودار است.
زهرا خدادادی، منصور امیدی، علیرضا اطمینان، آسا ابراهیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
جنسهای تریتیکوم و آژیلوپس بواسطه پتانسیل اصلاحی خود همچون تحمل به انواع تنشهای غیر زنده و زنده به عنوان اصلیترین خزانه ژنی گندم در نظر گرفته شدهاند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی تنوع ژنتیکی موجود در 95 توده بومی و وحشی متعلق به دو گونه T. aestivum و Ae. tauschii با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره (SSR) بود. تعداد 25 آغازگر SSR استفاده شده در این ارزیابی در مجموع 48 قطعه چندشکل تکثیر نمودند. متوسط تعداد آللهای شناسایی شده، شاخص محتوای اطلاعات چندشکل (PIC)، تنوع ژنی (H)، شاخص نشانگر (MI) و قدرت تفکیک (Rp) به ترتیب برابر با 96/1، 32/0، 41/0، 80/0 و 27/1 بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد بیشترین سهم تنوع ژنتیکی مربوط به تنوع درون گونهای (86 %) بود. بر اساس پارامترهای ژنتیکی مشخص شد که گونه Ae. tauschii نسبت به T. aestivum از تنوع ژنتیکی بیشتری برخوردار است. تجزیه خوشهای بر اساس ضریب جاکارد و الگوریتم Neighbor-joining کلیه تودههای مورد بررسی را در دو گروه اصلی تفکیک نمود، به طوریکه برخی از تودههای مربوط به هر گونه در زیر گروه یکسانی قرار گرفتند. نتایج تجزیه به مختصات اصلی (PCoA) نشان داد دو مؤلفه نخست 38/50 درصد تغییرات مولکولی را توجیه نمودند و بای پلات ترسیم شده بر اساس دو مؤلفه نخست منطبق با الگوی گروهبندی مشاهده شده توسط تجزیه خوشهای بود. تجزیه ساختار جمعیت نیز جمعیتهای ارزیابی شده را در چهار زیر جمعیت واقعی تفکیک نمود و متوسط شاخص FST در آنها 50/0 برآورد گردید. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد سطح بالایی از تنوع ژنتیکی درون گونههای T. aestivum و Ae. tauschii وجود دارد و آغازگرهای SSR استفاده شده در این پژوهش به خوبی قادر به نشان دادن این میزان تنوع بودند.
علی سجاد بکایی، امید سفالیان، بهزاد سرخی، علی اصغری، علیرضا پورابوقداره،
دوره 18، شماره 2 - ( 7-1402 )
چکیده
گونههای متعلق به جنس آژیلوپس بهعنوان یکی از مهمترین ذخایر ژنتیکی گندم محسوب میشوند. این منابع ژرمپلاسمی بهواسطه پتانسیلهای اصلاحی خود همواره منبع ژنی غنی برای استفاده در برنامههای بهنژادی گندم محسوب میشوند. در این مطالعه تنوع ژنتیکی موجود در 60 توده آژیلوپس متعلق به دو گونه Ae. crassa و Ae. cylindrica با استفاده از نشانگرهای SCoT مورد بررسی قرار گرفت. بررسی الگوی باندی بهدست آمده از آغازگرهای استفاده شده نشان داد در مجموع 171 قطعه در تودههای مورد بررسی تکثیر یافت که 156 قطعه چندشکل بودند. متوسط شاخص اطلاعات چندشکلی (PIC)، قدرت تمایز (Rp) و شاخص نشانگر (MI) بهترتیب 30/0، 27/16 و 18/3 برآورد شد. نتایج تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد بیشترین میزان تنوع ژنتیکی مربوط به درون گونهها بود (79% در مقابل 21%). بررسی شاخصهای تنوع ژنتیکی نیز نشان داد بیشترین میزان تنوع ژنتیکی مربوط به گونه Ae. crassa بود. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای بر اساس ماتریس تشابه ژنتیکی جاکارد نشان داد کلیه تودهها در دو گروه اصلی مجزا شدند، بهطوری که الگوی گروهبندی منطبق با ساختار ژنومی تودهها بود. علاوه براین، نتایج تجزیه به مختصات اصلی (PCoA) نیز تأیید کننده گروهبندی بهدست آمده از تجزیه خوشهای بود. بهطور کلی این نتایج میتواند بیانگر قابلیت نشانگرهای SCoT در تمایز تودههای ژرمپلاسمی بر اساس ساختار ژنومی آنها باشد. از اینرو، استفاده از این سیستم نشانگری در دیگر مطالعات ژنتیکی قابل توصیه میباشد.